دكتر یاحقی، شاهنامه پژوه، در گفتگو با رادیو فرهنگ با موضوع « نقش شاهنامه در بالندگی زبان فارسی» گفت: تقریبا همه متون فارسی پس از فردوسی، ازنظر زبانی مدیون «شاهنامه»اند
او گفت: در روزگار فردوسی، زبان فارسی همچون شرایط سیاسی كشور، دچار پراكندگی و نابسامانی بود و فردوسی با گردآوری شاهنامه و داستانها و روایات ملی و تاریخی ایران و بهنظم درآوردن آن در «شاهنامه» توانست هم تاریخ ما را حفظ كند و هم موجودیت فرهنگی ما را به دشمنان نشان دهد و هم زبان فارسی را كه با پایه و ظرف فرهنگ غنی ایران بود، نیرومند و پاینده كند.
دكتر یاحقی با تاكیدبر درك زبانی فوقالعاده فردوسی افزود: درك خوب فردوسی از زبان روزگارش با جوشندگی زبان فارسی در خراسان و محل زندگیاش باعث شد با قدرت شاعری كه داشت همه داستانهای كهن فارسی را بهنظم درآورد و زبان فارسی را غنا بخشد.
او با بیان اینكه در «شاهنامه» تقریبا همه مفاهیم به زبان فارسی بیان شدهاست گفت: این مساله به معنی «نبود واژههای عربی در شاهنامه» نیست و به معنی «تعارض فردوسی با زبان عربی» هم نیست، بلكه به این خاطر است، كه مردم روزگار فردوسی، به همین «زبان ساده و كم عربی» سخن میگفتند؛ ازاینرو ست كه واژههای بیگانه در «شاهنامه» از 4درصد تجاوز نمیكند.
دكتر یاحقی افزود: معادلها، واژهسازیها و تركیب سازیهای فردوسی در «شاهنامه» یك غنای ویژه به فارسی داده و مفردات و واژههایی كه بكار بردهاست، گستره كم نظیری به زبان فارسی دادهاست؛ بگونهای كه حدود دههزار واژههای غیرتكراری در شاهنامه، سرمشق شاعران و ادیبان بسیاری شدهاست و تقریبا همه متون پس از فردوسی، ازنظر زبانی مدیون «شاهنامه»اند و بسیاری از واژههای «شاهنامه» به تكرار در كتابهای «پس از شاهنامه» بكار رفته و گسترش یافتهاست.