اعتماد در خانواده از دو سال اول زندگی شكل می‌گیرد/ثبات والدین و احترام، ستون‌های اصلی اعتماد دختران به والدین

عضو هیئت علمی دانشگاه و روان‌شناس، در رادیو فرهنگ با تأكید بر نقش دو سال اول زندگی در شكل‌گیری ریشه‌ای اعتماد، مهم‌ترین عوامل تقویت و تضعیف اعتماد بین والدین و فرزند دختر را «پذیرش بی‌قید و شرط»، «ثبات رفتاری والدین»، «گوش‌دادن فعال»، «رازداری» و «احترام جاری در فضای خانواده» عنوان كرد.

1405/02/02
|
11:38

در برنامه «بنیان فردا»، دكتر شیوندی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و روان‌شناس، درباره‌ی نقش اعتماد در رابطه والدین و فرزندان، به‌ویژه دختران، گفت: یكی از سؤالات بسیار پرتكراری كه بسیاری از خانواده‌ها اهمیتش را در دوران نوجوانی متوجه می‌شوند این است كه چطور اعتماد بین والدین و فرزند شكل می‌گیرد. همیشه تصور این است كه كودك در دوره كودكی می‌ماند، در حالی كه دوره كودكی، دوره فرمان‌پذیری است و بیشترین محصولات رفتاری این دوره، تأثیرش را در دوران نوجوانی نشان می‌دهد.
او با تأكید بر اینكه خانواده‌ها باید ابتدا عوامل تقویت اعتماد و پیامدهای مثبت آن را بشناسند، افزود: اولین مورد از همان دوران كودكی این است كه كودك مطمئن باشد پدر و مادر در هر شرایطی پشتیبان و قوت قلب او هستند؛ پشت او هستند و مثل یك كوه می‌تواند به آن‌ها تكیه كند. یعنی یك پذیرش بی‌قید و شرط داشته باشند. وقتی فرزند احساس كند پدر و مادر بدون قید و شرط دوستش دارند، به او عشق می‌ورزند و حامی او هستند، یك امنیت روانی پیدا می‌كند و این اعتماد در مسیر زندگی شكل می‌گیرد.
دكتر شیوندی ریشه‌ای‌ترین سطح اعتماد را مربوط به دو سال اول زندگی دانست و توضیح داد: محوری‌ترین و بنیادی‌ترین بحث در شكل‌گیری مفهوم اعتماد در كودكان، به دو سال اول زندگی برمی‌گردد. طبق برخی منابع روان‌شناسی، كودك در شش سال اول و به‌ویژه دو سال اول، تمام قبله‌اش والدین، و به‌خصوص مادر است. اگر در دو سال اول، كیفیت، كمیت و ارتباط فیزیكی مادر با كودك به هر دلیلی قطع یا بی‌كیفیت شود، اولین چیزی كه از بین می‌رود، همان اعتماد است. ریشه اعتماد همه انسان‌ها، حتی اعتمادشان به جهان هستی، قانون و خوبی‌های دنیا، به دو سال اول و نحوه ارتباط با والد، به‌خصوص مادر، برمی‌گردد.
این روان‌شناس در ادامه درباره ادامه روند شكل‌گیری اعتماد گفت: وقتی بچه شروع می‌كند به حرف‌زدن و راه‌رفتن، هرچقدر آزادانه، در محیطی كه پدر و مادر از قبل آن را مدیریت كرده‌اند، حركت و بازی كند، این مفهوم اعتماد به مرور در او شكل می‌گیرد. از حدود سه سالگی به بعد، همدلی در كودك شكل می‌گیرد. اگر پدر و مادر بتوانند با كودك گفت‌وگو كنند، به حرف‌هایش گوش دهند و آنچه روان‌شناس‌ها “گوش‌دادن فعال” می‌نامند را انجام دهند؛ یعنی مثل آینه‌ای بدون قضاوت، احساسات و هیجانات كودك را بازتاب دهند، اعتماد تقویت می‌شود.
او با اشاره به كتاب «روان‌شناسی خانواده موفق» با ترجمه دكتر محمدمهدی شریعت‌باقری، افزود: این كتاب تأكید می‌كند اگر می‌خواهید فرزندتان به شما اعتماد كند و شما را محور گفت‌وگو و مشورت بداند، باید در سراسر زندگی – از كودكی تا نوجوانی و جوانی – شرایط اعتماد را فراهم كنید؛ تا زمانی كه فرزندتان تصمیمات اساسی زندگی را می‌گیرد، بتواند تمام مسائلش را با شما در میان بگذارد و دچار مشكلات روانی نشود.
دكتر شیوندی یكی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌ها را «ثبات شخصیت» والدین دانست و توضیح داد: والدین باید ثبات شخصیت داشته باشند و رفتارشان قابلیت پیش‌بینی قوی‌ای داشته باشد. یعنی به قول و قرارهایی كه با كودك می‌گذارند پایبند باشند. اگر كودك یك روز حرف ركیكی بزند و والدین بخندند و روز دیگر همان حرف را بزند و با داد و فریاد مواجه شود، یعنی رفتار پدر و مادر قابل پیش‌بینی نیست و كودك دچار سردرگمی می‌شود و اعتمادش را از دست می‌دهد. بدترین حالت برای بی‌اعتمادی همین است كه رفتار والدین برای كودك قابل پیش‌بینی نباشد.
وی «احترام» را از دیگر پایه‌های اصلی اعتماد دانست و تأكید كرد: اگر خانواده‌ها می‌خواهند فردی معتمد، آگاه و منطقی در خانواده‌شان رشد كند، باید احترام در خانواده ساری و جاری باشد. بسیاری از والدین تصور می‌كنند بچه‌های دو یا سه ساله دركی از احترام ندارند؛ در حالی‌كه بچه‌ها از لحن ما، از نگاه ما و از كلام احترام‌آمیز، این فرآیند احترام را كاملاً درك می‌كنند.
این روان‌شناس با تشبیه دوره نوجوانی به «ابر بهاری» گفت: فضای ذهنی، احساسی و هیجانی نوجوان مثل هوای بهاری است؛ یك لحظه آفتاب است، یك لحظه رگبار. یك لحظه حالش خوب است و با والدین خوب رفتار می‌كند، لحظه‌ای دیگر ممكن است رفتار تند داشته باشد. این ثبات والدین و كم نیاوردن در زمانی كه حال نوجوان خوب نیست، اعتماد را افزایش می‌دهد.
او در بخش دیگری از سخنانش به اهمیت رازداری والدین اشاره كرد و با ذكر یك تجربه بالینی گفت: یك مراجعه‌كننده داشتم، دختر 13-14 ساله‌ای كه سؤالاتی در مورد ازدواج و فرزندآوری داشت و آن‌ها را با مادرش در میان گذاشته بود. مادر بد برداشت كرده بود و موضوع را به پدر گفته بود و دعوایی درست شده بود، در حالی‌كه دختر نه خطایی كرده بود و نه قصد رفتار پرخطر داشت. این سوءتفاهم باعث شده بود این دختر دچار لالی اختیاری شود؛ یعنی اصلاً صحبت نمی‌كرد، چون دیگر اعتماد نداشت. این‌ها مواردی است كه بی‌اعتمادی می‌آورد.
دكتر شیوندی در جمع‌بندی توصیه كرد:هرچقدر والدین نسبت به وضعیت رشد شناختی، عاطفی، هیجانی و جسمانی فرزندشان آگاه‌تر باشند و در مواجهه با گفت‌وگوها آرامش خود را حفظ كنند، هم خودشان از فرآیند رشد فرزند لذت می‌برند و هم به اعتمادسازی در خانواده كمك می‌كنند؛ و این می‌تواند خانواده را به سمت یك خانواده آرام و متعادل سوق بدهد

دسترسی سریع